چرا حضرت زهرا (س) شبانه دفن شد؟
آیا فاطمه (سلام الله علیها) از شیخین راضى شد؟
چرا امیرمؤمنان (علیه السلام) از همسرش دفاع نکرد؟
بصیرت چگونه حاصل میشود؟ | |
|
بوگیرهای صهیونیستی در ماشین های ایرانی | ![]() |
![]() |
اخیرا بوگیرهایی به شکل X و به رنگ قرمز و مشکی در سطح بازار توزیع شده و در داخل خیلی از ماشین ها دیده شده که نمادی از فرقه انحرافی به نام صهیونی – ماسونی است. به گزارش ایران، جدیدا فرقه ای به نام کابالا در ایران به صورت زیرزمینی تشکیل شده که مشغول جذب اعضا برای خود هستند. کابالا نامی است که به تصوف یهودی اطلاق می شود و تلفظ اروپایی لغت عربی کبّاله است (در ایران با اسم قباله نیز آن را می شناسیم ) و به معنی کهن و قدیمی است. از نظر یهودیان کابالا کتابیست رمز گونه که از سوی خداوند به پیامبران آدم، نوح، ابراهیم و عیسی نازل شده و حاوی دانش پنهانی قوم بنی اسرائیل است. آنها اعتقاد دارند که کابالا نظامی است که در بت پرستی ریشه داشته و قبل از تورات نیز موجود بوده و بعد از آشکار شدن تورات در یهودیت گسترش یافته است. بیشتر یهودیان ارتودوکس به آئین کابالیسم اعتقاد دارند. بر اساس اعتقاد هواداران و معتقدین به این آئین، کابالا فهمیدن و درک رموز مخفی این آئین است و باعث میشود تا انسان بصورت روحانیوار به خدا نزدیکتر شود و بدین ترتیب بشریت، قدرت والایی از رموز مخفی خدا که برای دیگر انسان ها پوشیده است را پی میبرد. در آئین یهودیت تنها کسانی می توانند به این دین بپیوندند که دارای پدر و مادری یهودی باشند، بر خلاف مسلمانان و مسیحیان که از هر قوم و نژادی، با هر دینی که باشند می توانند مسلمان یا مسیحی شوند. تعداد یهودیان جهان با گذشت 3000 سال حدود 14 میلیون نفر است که در مقابل تعداد مسلمانان و مسیحیان مقدار ناچیزی است و مایه ی عذاب و یک جور سر افکندگی. یهودیان با ابداع فرقه کابالا سعی بر جبران این نقص خود دارند و عضو گیری از طریق این فرقه می تواند کمبودها و خلاهای موجود در آئینشان را جبران کند تا از این راه یهودیت را با نامی دیگر در جامعه هایی که در آن ها تسلط ندارند، گسترش دهند. مردم ما از این گونه فریب آگاهی ندارند و اغلب آنها به خاطر نازل بودن قیمت و فراوانی بسیار و شاید هم کمی به خاطر تبدیل شدن آن به مد، این بوگیرها را تهیه کرده و استفاده می کنند. حال باید بدانیم که آیا مردمی که از روی ناآگاهی و آن که از فکرهای شوم پشت سر این کار هیچگونه اطلاعی ندارند، مقصرند یا دستگاه های مسوول که از توزیع و خرید آن جلوگیری نمی کنند و منشا آن را کشف و ضبط نمی کنند. صهیونیست ها می دانند که با فرهنگ سازی و هزینه های هنگفت می توانند خلا کمیت خود را جبران کنند و هیچ قداستی برای آن ها مهم نیست. |
پی نوشت :
[1] . «ابواب الجنه» محمود استعلامی، ص 193.
ادعای مسلمان بودن مارشال تیتو | ![]() |
![]() |
ایران بالکان (ایربا): این ادعا که تیتو قبل از مرگ مسلمان شده بود، همچون بمبی رسانه ای در محافل خبری بالکان بازتاب داشته است. سی سال پس از مرگ مارشال یوسیپ بروز تیتو، رهبر سوسیالیست یوگسلاوی سابق، ادعای جدیدی درباره او مطرح شده است. منشاء بروز این ادعا سنگ قبر تیتو است که عاری از ستاره مخصوص سوسیالیست ها یا هر گونه سمبل دیگر مربوط به سوسیالیسم است. سنگ قبر تیتو مانند آن چه در گورستان های مسلمین دیده می شود فقط حاوی تاریخ تولد و درگذشت اوست و برخی محافل معتقدند دلیل این امر، مسلمان شدن تیتو پیش از مرگش می باشد. حمدی یوسف اسپاهیچ، مفتی سابق بلگراد می گوید این که ستاره ای به عنوان سمبل سوسیالیسم روی سنگ قبر تیتو وجود ندارد، دلیل مسلمان بودن اوست نه ماسون بودنش. برخی گروه ها پیش از این در جمهوری های یوگسلاوی سابق ادعا کرده بودند "نبودن علامت ستاره بر سنگ قبر تیتو نشان فراماسون بودن اوست." یوسف سپاهیچ اما می گوید: "ما از ده سال پیش تاکنون اسناد بسیار جدی و معتبری مبنی بر مسلمان بودن تیتو جمع آوری کرده ایم اما واقعیت این است که تا پیش از این شرایط برای طرح این موضوع مناسب نبود." از سوی دیگر بریسلاو بادورین، رییس دفتر مارشال تیتو نیز توضیحی در این ارتباط ارائه کرده که احتمال مسلمان مردن تیتو را قوی تر می کند. بادورین در گفتگویی که موجب حیرت و شگفتی همه شد اظهار داشت: "تیتو زمان احتضار قرآن کریم را در دست داشته است." تیتو ترجمه قرآن را سه بار به طورکامل مطالعه کرده بود و گفته می شود درباره اسلام اطلاعات جامعی داشته است. درباره تیتو که مدت 35 سال رهبری جمهوری سوسیالیست فدرال یوگسلاوی را برعهده داشت، پیش از این ادعاهای بسیار متفاوتی مطرح شده بود. تاریخ دقیق تولد تیتو هنوز هم مشخص نیست و اسناد بسیاری که می توان به کمک آن ها رازهای زندگی تیتو را آشکار ساخت، همچنان در آرشیوهای بلگراد به دقت نگهداری می شود. برای مثال صدای ضبط شده تیتو در دیدار با مفتی بلگراد به عنوان یک سند محرمانه در رادیو بلگراد نگهداری می شود. |
با انفاق یک نان، به طبابت رسید
نوازش ایتام و آمرزش خدا
انفاق در سیره ائمه معصوم (علیه السلام)
اخلاص امام سجاد(علیه السلام) در انفاق
شیوه صدقه دادن
دانه خرما
پی نوشت :
1-نعمت الله صالحی حاجی آبادی، مکافات عمل، ص 280.
2-همان، ص288.
3-باقر حسینی زفره ای اصفهانی، آرزوی جبرئیل، ص 113.
4-مسندالامام المجتبی، ص 672، به نقل از: مجله کوثر، ش 55، پاییز 1382.
5-شهید دستغیب، داستان های پراکنده، ج1، ص69، به نقل از: باقری طاقانکی و ناصری نژاد، برای تمام خانواده ها، ج1، ص 483.
6-وسائل الشیعه، ج6، ص303، به نقل از: سید محمود مدنی بجستانی، چهل حدیث، سیره باقری، ص 64.
7-سید محمد مهاجرانی، دسته گل محمدی، کتاب طه، ص 39.
در رابطه با تأثیر پر معنویت ایشان نقل شده :
روزی آقای طاهانی به منزل آمدند و گفتند: امروز در خدمت آقا شاهد ماجرای عجیبی بودم! دو نفر برای طرح شکایتی نزد ایشان آمده بودند، آنکه شاکی بود وقتی خواست مسئله خود را عنوان کند.
آقا فرمودند: اجازه بدهید من چند کلمه ای صحبت کنم بعد شما بفرمائید. و خود اینگونه آغاز فرمودند:
بسم الله الرحمن الرحیم ـ و لا تستوی الحسنه و لا السیئه ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوه و بینه عداوه کانه ولی حمیم ـ یعنی بدی و نیکی مساوی نیستند، بدی را به نیکی دفع کن پس در این هنگام آنکه دشمن توست، دوست صمیمی تو خواهد شد.
تا این آیه به وسیله ایشان خوانده و ترجمه شد، یک مرتبه اشک از دیدگان آن دو نفر فرو ریخت؛ برخاستند و یکدیگر را در آغوش کشیده و گفتند: ما دیگر با هم دشمن نیستیم، دوست و برادریم و شکایتی نداریم. و رفتند.
ایشان می فرمودند:
روزی به یکی از دوستان قدیمی و با سابقه ام رسیدم هر چه سعی کردم نتوانستم نامش را بر زبان بیاورم و کاملا" فراموش کردم. این را دانستم که خداوند می خواهد بفهماند که هر چه داری از من است و تو هیچ نیستی و چیزی از خودت نداری، علمت عارضی است نه ذاتی ! .
عصر روز پنجشنبه ای در منزل آیة الله مروارید مجلسی منعقد بود ، گاهی هم که برای میرزا جواد آقا میسر می شد تشریف می آوردند، یکروز در حین سخنرانی ، خطیب لفظ کنترل را بکار برد ، پس از پایان مجلس ، میرزا جواد آقا به ایشان فرمودند: لفظ کنترل، لاتین است تا می توانی از الفاظ خارجی اگر چه مشهور هم هست استفاده نکن.
در مقام علمی هرگاه می خواستند نظریه کسی را رد کنند هیچگاه با نگاه تحقیر یا توهین مطلبی را نمی گفتند و مواظب بودند که هتک حرمت بزرگان نشود؛ در همین ارتباط یک روز هنگام درس، اشکالی به گفته های صاحب جواهر داشتند، نام ایشان را که بردند، آنقدر از ایشان تعریف و تمجید نمودند مثلا" صاحب جواهر کسی است که اسلام را زنده کرده و چه خدمات ارزنده ای برای جامعه اسلامی نموده و کتب گرانقدری را تألیف نموده و خیلی تعریفهای دیگر، سپس فرمودند حالا منهم یک نفهمی به گفته های ایشان دارم و بعد اشکالشان را بیان می کردند.
حتی ایشان درباره عظمت و جاه و مقام علما ی شیعه می فرمودند:
کسی کتاب شریف « وسیلة النجاة» مرحوم سیدابوالحسن اصفهانی را به عنوان تمسخر و بی احترامی و هتک حرمت، پرت کرد، یکباره لال شد.
در جلساتی که بزرگان و علماء بودند اگر سئوالی پیش می آمد، ایشان سکوت اختیار می نمودند تا دیگر بزرگان جواب بدهند و این بخاطر ادب و احترامی بود که برای آنها قائل بودند.
و اگر اظهار نظری می کردند و کسی می گفت شما اشتباه کردید یا خودشان می فهمیدند که اشتباه نمودند، علنا" می فرمودند: « من اشتباه کردم» این جمله را بدون خجالت می فرمودند.